خرید بک لینک
رفقا یکی از یکی با مرام تر و هر کدومشون برای خودش سالاررررررررررررررروز اول که رسیدیم تبریز دوست آذری ما رو برد کجا؟ آهان پارک ایل گولی که بهش شاه گلی هم میگن گول به ترکی میشه استخر یعنی استخر شاه که بعد انقلاب به ائل تغییر کرد یعنی استخر مردم که حدود 5 و نیم هکتار وسعت و 720000 متر مکعب آب داره چیز

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:13

بازی تلخ سرنوشت را چون قهوه ای تلخ سرمیکشم و لذت میبرم.. هرگز زانو نمیزنم.. خم نمیشم.. حتی اگه سقف آسمون کوتاه تر از قد من باشه..حتی اگه تموم مردم دنیا روی زانوهاشون راه برن.. فقط .. گاه و بیگاه یواشکی و بیصدا دلم میشکند.. آرام در دلم میگویم :هیس.. خدا در همین حوالیست./مرد تنهای شهر/


برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:13

روزگارانیست من تنها و بی کس مانده امچون مترسک سربزیر و سرد اینجا مانده اماز همانروزی که در این چشم ظاهر گشته ایدر به دام آوردنم استاد و ماهر گشته ایجرم چشم من چه بود؟ آیا تخطی کرده ام؟برق چشمت گفت : نه بنگر تجلی کرده اممن چه ساده باختم ارزان.. این دل را به تودرد این دل شد... فقط تنها دمی دیدار توهست

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:13

لای دیوان باز شد ، حافظ صدایت کرده بوداین دل دیوانه در دیوان هوایت کرده بود...لای دیوان باز شد ، « تیر دعا » رفت و نخورد« اشک »، « راز سر به مهرم » را روایت کرده بود...یک شب از یک پنجره یک دست ، دستم را گرفتدست تنهایی که دل را رد پایت کرده بود...دست من افتاد از پا ، پای من از دست رفتاین همان دستی ست

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:13

روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بود است مراد وی از این ساختنم جان که از عالم علوی است یقین می دانم رخت خود باز بر آنم که همان جا فکنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عال

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:13

صفحه بندی